محمدتقى نورى
106
اشرف التواريخ ( فارسي )
ياراى عبور و مرور و بريد « 1 » وهم را امكان دخول و خروج نبود « 2 » و به شدّت هرچه تمامتر در تضييق حال محصورين كوشيدند . « 3 » رفتهرفته كار به جايى رسيد كه قلعگيان از « 4 » اشتداد و امتداد اوقات محاصره دست از جان شستند و هرآن مرگ را ملاحظه مىنمودند و از شش جهت راه چاره را مسدود يافته ، به « 5 » ناچار قطع علاقه از زن و فرزند و خويش « 6 » و پيوند كرده ، از برج و بارو خود را « 7 » به زير انداخته ، به طرف سنگر مىشتافتند . هرچند از اعجاز جناب « 8 » امام همام - عليه التحيه و السلام « 9 » - درين مدت محاصره ، نرخ نان و « 10 » حبوبات چندان تفاوتى به ساير اوقات « 11 » نكرد و هميشه نان « 12 » شاهد بازارى بود ، و ليكن از بىبرگى « 13 » دست تمنّاى هيچكس به آغوش مرام و مراد « 14 » آن محبوب پرآشوب « 15 » نمىرسيد و به اشتياق وصال نگار « 16 » گندمگون همواره از تنگدستى « 17 » به جاى درهم و دينار اشك حسرت از ديده مىريختند . « 18 » نه اغنيا را از فقرا « 19 » خبرى و نه نالهء ضعفا را بر « 20 » دلها اثرى بود ، هرروز طبقهء نسوان ( 40 ب ) با آه و افغان « 21 » در مسجد جامع جمع آمده « 22 » ، خروش ايشان به كرهء اثير و چرخ مسير « 23 » مىرسيد و طفل اشك از دامنهاى ايشان بىاختيار بر زمين مىدويد « 24 » و جناب « 25 » مجتهد الزمانى را به تنگ مىآوردند و تمنّا مىنمودند « 26 » كه نادر ميرزا را از قلعهدارى
--> ( 1 ) . مج : شهباز . ( 2 ) . مج : وهم را قدرت خروج و دخول نه . ( 3 ) . مج : كوشيده . ( 4 ) . مج : را از . ( 5 ) . مج : اشتداد محاصره و امتداد ايام آن كار به جان و كارد به استخوان رسيده ، چون راه چاره و فرج را از شش جهت مسدود يافتند . ( 6 ) . مج : قبيله . ( 7 ) . مج : نموده شب و روز در هنگام فرصت خود را از برج و باره . ( 8 ) . مج : اعجاز حضرت هدايت منقبت . ( 9 ) . مج : عليه السلام . ( 10 ) . مج : « نان » ندارد . ( 11 ) . مج : « به ساير اوقات » ندارد . ( 12 ) . مج : نان هميشه . ( 13 ) . مج : بىبرگى مردم . ( 14 ) . مج : مراد و مرام . ( 15 ) . مج : سيمين اندام . ( 16 ) . مج : آن يار . ( 17 ) . مج : دستتنگى . ( 18 ) . مج : فرومىچكيد . ( 19 ) . مج : حال فقرا . ( 20 ) . ملك : « را بر » پاك شده ؛ مج : « برد اما » ندارد . ( 21 ) . مج : هرروزه طبقه زنان بر سر و سينهزنان . ( 22 ) . مج : شده . ( 23 ) . مج : « و چرخ مسير » ندارد . ( 24 ) . مج : بىاختيار از دامنهاى ايشان مىدويد . ( 25 ) . مج : حضرت . ( 26 ) . مج : متمنى اين مطلب مىگرديدند كه بر حال فقرا و ضعفا رحم نموده .